ورود به سایت

 

داستان از خود گذشتگی کلاغ

در تاریخ : 93.09.17

داستان از خود گذشتن کلاغ

 

 

 

 

روزگاری دو کلاغ با هم زندگی می کردند و از بدحادثه کلاغ پدر دچار بیماری شد و مرد .

و کلاغ مادر ماند با چهار جوجه کلاغ و زمستانی بسیار سرد وسخت . هر روز کلاغ مادر می رفت آذوغه ای را فراهم می کرد و جوجه کلاغ های خود را سیر می کرد ولی کم کم با سرد شدن هوا دیگر توشه ای پیدا نکرد .

و جوجه کلاغ ها بدون غذا ماندن .

مادر با خود فکری کرد و تصمیم گرفت دور از چشم جوجه هایش گوشت بدن خود را با نوک بکند و در دهان جوجه هایش بگذارد . 

در نتیجه هر روز کلاغ مادر ضعیف تر می شد و جوجه هایش بزرگتر می شدند تا اینکه بهار از راه رسید و کلاغ مادر مرد.

جوجه کلاغ ها وقتی دیدن مادر شان مرده ، نگاهی بهم کردند و گفتند :

راحت شدیم از دستش چون هر روز به ما غذای تکراری می داد !!!!!

 

گردآوری:سرزمین آریایی

 

بازگشت
 نظر دهید :
نام شما : *
ایمیل شما : *
نظر شما : *
پرسش :
حرم حضرت معصومه (س) در کدام شهر ایران قرار دارد ؟
پاسخ : *
حیات وحش و دیدنیهای ایران و جهان( مشاهده تمام مطالب )