ورود به سایت

 

رابطه پنهانی مرد زن‌دار او را به قتل و قصاص کشاند

در تاریخ : 93.12.17
فیس بوک
تویتر
گوگل پلاس
فیس نما

سرزمین آریایی به نقل ازسلامت نیوز:مرد جوان که به دنبال رابطه پنهانی با یک زن، او را کتک زد و سپس پیکر نیمه‌جانش را در خیابان به آتش کشید، دیروز با حکم قضایی به قصاص و پرداخت دیه به خاطر جنایت بر میت محکوم شد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه فرهیختگان ،محمد 36 ساله دیروز در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی عزیزمحمدی و با حضور چهار مستشار پای محاکمه ایستاد و گفت: «مقتول تهدیدم کرده بود ماجرا را به همسرم می‌گوید و آبرویم را می‌برد. به همین خاطر داخل ماشین با مشت چندین ضربه به صورتش زدم و برای از بین بردن آثار جرم او را به آتش کشیدم.» این ادعای متهم در حالی مطرح شد که دختر قربانی به هیات قضایی گفت: «مادرم وقتی به دیدن محمد رفت 30 میلیون تومان طلاهایش را داخل یک کیسه گذاشت و همراه خودش برد. وقتی علت این کار را پرسیدم گفت باید همه طلاهایم را با خودم ببرم. من شک ندارم که محمد با‌انگیزه سرقت طلاهای مادرم او را کشته است.»

  متهم  گفت‌: دروغگو بود، کشتمش
 

چطور با قربانی آشنا شدی؟
یک‌بار اشرف اشتباهی پیامکی به شماره موبایل من فرستاد. بعد از آن پیامک چندین بار با او تماس گرفتم تا اینکه به دیدن او رفتم و ارتباط‌مان شروع شد.

چه مدت با هم در ارتباط بودید؟
نزدیک به یک سال.

با همسرت اختلاف داشتی که با قربانی طرح دوستی ریختی؟
من و همسرم دلباخته هم بودیم که با هم ازدواج کردیم. پس از هشت سال با به دنیا آمدن دخترمان اختلاف‌های ما شروع شد. تا حدی که با هم حرف نمی‌زدیم.

می‌دانستی اشرف سه فرزند دارد؟
نه او به من گفته بود استاد دانشگاه است و شوهر و دخترش در تصادف رانندگی در جاده شیراز کشته شده‌اند.

چرا او را کشتی؟
من به اشرف علاقه‌مند شده بودم و می‌خواستم با او ازدواج کنم. به همین خاطر با هم قرار عقد گذاشتیم. صبح یازدهم تیرماه به دیدن اشرف رفتم تا با هم به محضر برویم و عقد کنیم، اما در ماشین واقعیت زندگی‌اش را به من گفت. وقتی شنیدم اشرف سه فرزند دارد و همه حرف‌هایش دروغ بوده است، رویاهای زندگی‌ام رنگ باخت. از طرفی رابطه‌ام با همسرم تیره و تار‌تر شده بود و از طرفی فهمیده بودم اشرف یک دروغگوی ماهر است. من که به‌شدت عصبانی شده بودم داخل سمندم او را به‌شدت کتک زدم. او تهدیدم کرد همه چیز را به همسر و خانواده همسرم می‌گوید و آبرویم را می‌برد. به همین خاطر مشت‌های بعدی را محکم‌تر به صورتش کوبیدم.

چرا پیکر نیمه جان او را آتش کشیدی؟
وقتی با مشت به صورت او کوبیدم سرش با ستون ماشین برخورد کرد و بیهوش شد. من گمان می‌کردم که مرده است. برای اینکه همه آثار جرم را از بین ببرم به پمپ بنزین رفتم و 10 لیتر بنزین خریدم. بعد جنازه را شبانه در پشت زندان قزل‌حصار آتش زدم.

چطور دستگیر شدی؟
10 روز بعد از قتل از طریق شماره تماس‌های اشرف ردیابی و دستگیر شدم.

دختر قربانی مدعی است مادرش 30 میلیون تومان طلا به همراه داشته و تو با‌ انگیزه سرقت مادرش را کشتی. درست است؟
نه اشرف وقتی به دیدنم آمد هیچ طلایی همراهش نداشت. من وضع مالی بدی نداشتم که به خاطر طلاهای او دست به قتل بزنم.
 

می‌دانی چه حکمی در انتظارت است؟
من آرزو دارم زودتر اعدام شوم. به همین خاطر هم از خانواده اشرف تقاضای بخشش نکرده ام. تازه دستگیر شده بودم که از طبقه سوم دادسرای امور جنایی خودم را به پایین پرت کردم تا خودکشی کنم، اما روی سقف پارکینگ افتادم و زنده ماندم. من به مرگم راضی هستم.

دسته بندی : مطالب خواندنی » شوک
بازگشت
تگهای مطلب :
 نظر دهید :
نام شما : *
ایمیل شما : *
نظر شما : *
پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler
پرسش :
حاصل جمع دو با دو به حروف چند می شود ؟
پاسخ : *
حیات وحش و دیدنیهای ایران و جهان( مشاهده تمام مطالب )